آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, March 30, 2002
واژگان سياسي در سيستم دو گاوي(قسمت دوم)
کارگزاران : دو گاو داريم.مي فروشيم.يک دستگاه شيردوشي مي خريم. جناح چپ : دو گاو داريم.اووووه !چند تا گاو کم داريم. جناح راست : دو گاو داريم.حيف،کلي گاو داشتيم. مشارکت : دو گاو داريم،براي همهء ايرانيان.پس گاوهاي همهء ايرانيان براي ما. هيات موتلفه : دو گاو داريم.با يک معامله چهارتاش مي کنيم. نهضت آزادي : دو گاو داريم.از ما هم مسلمان ترند. دفتر تحکيم : دو گاو داريد.در نتيجه ما تجمع مي کنيم. شعارگرايان : دو گاو داريد.مي گوييد ده تا فيل داريم. با فرهنگها : دو گاو داريد.مي فروشيد و خر شيرده مي خريد تا فرزندتان وزير و وکيل شود. تساهل و تسامح : دو گاو داريد.با خودتان مي شود سه نفر. قرائتهاي مختلف : دو گاد ئاريد.يکيشان تخم مي گذارد زيرا قرائتش از شير دادن مختلف است. مدعيان روشنفکري : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي فروشيد.به جاي آنها يک گاو نو مي خريد. کارگردانهاي جديد سينما : دو گاو داريد.احتمالا عاشق يکديگر هستند. سق سياه : دو گاو داريد.چه گاواي خوبي!!! رئيس دانشگاه : دو گاو داريد.هر دو را مي فروشيد و ميز و صندلي دفتر رياست را عوض مي کنيد. مسئول خوابگاه : دو گاو داريد.هر دو را در يک اتاق يک نفره جاي مي دهيد. مسئول سلف سرويس : دو گاو داريد.هر دو را مي کشيد و بچه ها همچنان سويا مي خورند. پشت کنکوري : دو گاو داريم.هر دو را مي فروشيم و مي رويم به دانشگاه. فارغ التحصيل : يک مدرک داريم.مي فروشيم دو تا گاو مي خريم. تمام. |
|
Comments:
Post a Comment
|