آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, July 9, 2002
شانس آورديم که من و خواهرم گاهی همديگه رو توی چَت می بينيم . دلم برای مامانم می سوزه که اهل چَت نيست ، لابد کلی تنهاست ، بابا هم که معمولا invisible هستش . جدی جدی مامانم به اين فکر افتاده که بره سر وقت اينترنت ! امان از اون روزی که وبلاگ های من و خواهرمو کشف کنه ! بيچاره مطمئن می شه که ما بايد می رفتيم چهرازی ! به هر حال از امروز يه خورده قراره بريم مسافرت ، بلکه همديگه رو ببينيم ! اگه اومدين اين وَرا و ما رو نديدين ، تا شنبه اينطورا می تونين با خيال راحت خوش باشين .
تا بعد ... . |
|
Comments:
Post a Comment
|