آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, August 6, 2002
ما هم بچه بوديم ، اينا هم بچه ن !
يادمه دو هفته پيش بود که جنتلمن کوچک اومد ازم پرسيد : هميشه بابا ها از مامان ها بزرگ ترند ؟ گفتم : خوب معمولا اينجوريه . گفت : يعنی نمی شه مامان از بابا ، بزرگ تر باشه ؟ گفتم : چرا نمی شه ، می شه . تازه يه وقتايی خيلی هم بهتر از اون مامان هايی از آب در ميان که از بابا ها کوچيک ترند . گفت : مطمئنی ؟ خودت ديدی ؟ گفتم : آره بابا ، چند سال پيش يه موج جديدی درست شد ( البته نه تو ايران ) از زندگی هايی که مامان ها بزرگ تر بودن و در طی همون چند سال ، نتيجه ش کاملا رضايت بخش بود . البته در طولانی مدت شايد وضع فرق کنه . گفت : پس خوبه . پرسيدم : چطور ؟ گفت : هيچی ، همين طوری . حالا امروز اومد گفت : می خوام يه چيزی بهت بگم ، قول می دی به کسی نگی و دعوام هم نکنی ؟ گفتم : آره عزيزم ، قول می دم ، بگو . گفت : يادته اون روز ازت پرسيدم می شه آدم با دختر بزرگ تر از خودش عروسی کنه ، گفتی می شه ؟ گفتم آره يادمه . گفت : خوب منظورم از اون دختره ، " م " بود ( دختر خالهء من ! ) ، تصميم دارم باهاش عروسی کنم ( !!! ) . می خواستم تو هم بدونی ( !!! ) . |
|
Comments:
Post a Comment
|