آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, September 26, 2002
وقتی منتظری
زمان کش مياد و يه عالمه اتفاق ناخواسته پيش مياد . و تو حتی نمی دونی که اومده يا نيومده اومده و بوده و گذشته يا اومده و گذشته و رفته . اونوقت آرزو می کنی که کاش همه جا رو برف می پوشوند تا لااقل بتونی جای پاهاش رو روی برفا ببينی . هر چند کوتاه ، تا آفتاب بعدی ... فاصله يه حرف ساده ست ... بين ديدن و نديدن . |
|
Comments:
Post a Comment
|