آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, October 23, 2002
آخيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش .
بابا به خدا خيلی دير شده بود ! اينهمه وقت !!! هيچ وقت اينقدر طولانی نشده بود . اما خوب بالاخره تموم شد . نگفته بودم سحر نزديک است ؟ ... آخرش امروز بعد از ظهر ، سحر شد ... هوووووم ... انگار نصف بار هستی ، تبخير شده ... يه عالمه سبکم . خطوط هوايی ، هواپيماهای عزيز ، خيلی دوسِتون دارم . تازه آرزو می کردم گاهی وقتا فقط رفت داشتيد ، بی برگشت . اما خوب بدجنسی نمی کنم . همين که امروز بوديد و وظيفه تون رو خوب انجام داديد ، يه عالمه خوبه . مرسی بسيار زياد . |
|
Comments:
Post a Comment
|