آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, December 17, 2002
داره برف مياد ، از اون برفای پنبه ای سبک ... که يعنی پاييز داره می ره ... که يعنی زمستون داره مياد ... پاييز هم اومد و رفت ... پر از برگای خشک بود ، اما اونقدر ها هم نارنجی نبود ... پر از ابرای تيره بود ، اما اونقدر ها هم بارونی نبود ... اما زمستون که بياد ، برف که بياد ...
يه ماه ديگه ، همچين شبی ، تولدمه ... و منو ياد قشنگ ترين و پرخاطره ترين تولد عمرم ميندازه ، پارسال رو می گم ... ولی اين بار فرق داره ... و فقط من می دونم که چقدر فرق داره ... زمستون که بياد ... |
|
Comments:
Post a Comment
|