آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, February 20, 2003
ما چون ز دری پای کشيديم کشيديم ... اميد ز هر کس که بريديم بريديم
دل نيست کبوتر که چو برخاست نشيند ... از گوشهء بامی که پريديم پريديم رم دادن صيد خود از آغاز غلط بود ... حالا که رماندی و رميديم رميديم کوی تو که باغ ارم و روضهء خلد است ... انگار که ديديم ، نديديم نديديم صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن ... گر ميوهء يک باغ نچيديم نچيديم سر تا به قدم تيغ دعاييم و تو غافل ... هان واقف دم باش رسيديم رسيديم وحشی ! سبب دوری و اين قسم سخن ها ... آن نيست که ما هم نشنيديم ، شنيديم |
|
Comments:
Post a Comment
|