آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, February 8, 2003
دريافت هديه خيلی مزه داره . به خصوص که غيرمنتظره هم باشه .
مثل اون ماگ شيشه ای که پايينش قرمز بود با اون گل های توش . مثل اون سی دی کريس دی برگ دم حوزه هنری . مثل اون خودنويس خوشگلی که نازنين سر کلاس آقای پتی ول بهم داد و باعث شد خواب به کلی از سرم بپره . مثل اون هديهء قشنگ داداش کوچيکه که مال تولد سه هفته پيشم بود . و مثل هديهء زودهنگام والنتاين امروز . يه جعبه شکلات قرمز قلبی شکل با اون گردنبند قشنگ . بعضی از هديه ها هستن که آدم حس می کنه کاملا با سليقه و از روی وسواس انتخاب شده ن . حتی در رنگ و نحوهء بسته بندی ، کاملا مطابق با سليقه و روحيات شخص دريافت کننده هستن . ارزش اين هديه ها خيلی زياده . امروز داشتم هديه هايی رو که برای تيله ها گرفته بودم بسته بندی می کردم . خواهرم پرسيد مناسبت اينا چيه ؟ گفتم : فرض کن ولنتاين . گفت از کی تا حالا دخترا به دخترا کادوی ولنتاين می دن ؟! گفتم چه اشکال داره ؟ کجا ثبت شده که فقط دوست دختر دوست پسرها بايد به هم کادوی ولنتاين بدن ؟ چه اشکال داره آدم هرازگاهی دوستيش رو و دوست داشتنش رو با يه هديهء کوچيک يادآوری کنه ، حالا گيرم به بهانهء ولنتاين يا هر مناسبت ديگری که حتی متعلق به فرهنگ ما هم نباشه . می شه ولنتاين رو کمی شرقی کرد . با يه هديهء کوچيک به همهء اونايی که دوستشون داريم و دوستيشون برامون ارزشمنده ، فارغ از جنسيت دختر و پسر . ارزش دوستی ها به هديه ها نيست ، اما می شه با اين بهانه های کوچيک ، گاهی مستقيما يادآوری کرد که دوستت دارم و دلم می خواد بدونی چقدر دوستيت برام باارزشه . |
|
Comments:
Post a Comment
|