آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, May 18, 2003 دلم را چه کنم ؟ می دانم همين نزديکی ها جا خواهد ماند . جايی همين حوالی ... شايد در ته ماندهء آرامش همان کوچه باغ کنار رودخانه ... شايد لابلای بوی ورق های يک کتاب تازه ... قاطی صميميت يک کاسه کوچک شله زرد ... جايی حوالی پيچ و خم های سبز و سايه دار درکه ... شايد روی آن تخت چوبی ، زير آن درخت بلند ، همان که هر دو بر تنه اش تکيه کرده بوديم ... دلم جا خواهد ماند ... جايی همين نزديکی ها ... قاطی تمام آن لحظه های دوست داشتنی ... کنار تمام آن شادی های کوچک ... آن خنده ها ... آن نگاه ها ... آن ناگفته ها ... جايی کنار آن دست های بزرگ و مهربان ... بی دل چه کنم ؟ |
|
Comments:
Post a Comment
|