آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, June 13, 2003
چند شبه درست زير پنجرهء اتاقم ، کنار کتابخونه ، به شدت بوی گل مريم مياد . بوش کامل می پيچه توی اتاق . اول فکر کردم دارم اشتباه می کنم ، اما بقيه هم تاييد کردن . همه جا رو گشتم ، نه اثری از گل بود و نه هيچ چيز ديگه . بيرون پنجره رو هم نگاه کردم ، هيچی نبود جز ديوار بلند خونهء بغلی و پنجره های بستهء همسايه های بالايی و پايينی . نه گيتار زنی پايين پنجره بود و نه دسته گلی پشت پنجره . اما هنوز هر شب بوی گل مريم می پيچه زير پنجرهء اتاق و من دلم تنگ می شه برای لذت غافلگير کنندهء دريافت يه دسته گل ، مثل اون وقتا : چند شاخه مريم ، يه شاخه رز سياه ، لاله های رنگی ، يا همون ترکيب هميشگی زنبق و نرگس که من عاشقشم .
|
|
Comments:
Post a Comment
|