آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, August 19, 2003
آروم بودم .. هنوز اونجا بودن .. ديدنشون و بودنشون آرومم کرد .. انگار ردی از تو رو ديده باشم .
ظاهرا آروم ترم .. اما ناآرومی درونی داره لهم می کنه .. نمی تونم اين جوری ادامه بدم .. دلم آرامش مطلق می خواد .. بی دغدغه گی ! .. يه ذهن آزاد که به هيچی ِ هيچی فکر نکنه .. از اين همه بحران درونی خسته شدم .. کاش کمی راحتم بذارن . خداجونم .. فعلا که مرسی زياد . اما کاش می فهميدم جريان چيه .. |
|
Comments:
Post a Comment
|