آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, October 21, 2003
گلویم پیش تو مانده
می خواستم بگویم دوستت دارم اما حس نا امن تردید ذهنم را ذره ذره جوید ترسیدم این دو واژه پیچک شود بگیرد دست و پای تو را آهوانگی های تو را حالا همین دو واژه در گلو شده بغضی و پیچک وار پیچده گرد گلویم و ساقه هاش از گوش و دهانم بیرون زده بالا رفته از دیوار پیشانی و روی سرم گیاهی سبز شده انگار . " از وبلاگ ماه می " |
|
Comments:
Post a Comment
|