آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, August 12, 2004 صورت ها آرام آرام محو می شوند آدم هايم گير کرده اند لا به لای خطوط سيم و فاصله و من هنوز گه گداری پرسه می زنم ميان انبوه بی شمار صفرها و يک ها و خوب می دانم حالا تنها صداست که مانده است. توفان که بيايد صاعقه که بزند سيم های رابطه فرو خواهد ريخت و من جايی ميان هجای دوستت دارم و سکوت تنها خواهم ماند. شاهزاده ی کوچک به گل عاشق بود و روباه خوب می دانست آن که اهلی شود روزی کارش به گريه خواهد کشيد. |
|
Comments:
Post a Comment
|