آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, September 15, 2004 گاه از تمام داشته ها تنها برايت زمينی سرد به جای می ماند تا به آن چنگ زنی از درد دستانت باز خالی بماند و بر درگاه ِ بی هنگام به استيصال سر فرود آوری گاه از تمام نداشته ها تنها دستی گرم به سويت دراز می شود تا باز نفشاريش نه از روی نخواستن که از سر ناتوانی و تقدير نفرينی زمين را به خاطر آوری .... مطرود روزگار که باشی به دنبال آخرين کلام گشتن بی هودگی ست بايد که بگذری بی حرف بی آخرين کلام و فرود آيی بر همواره بی کوبه ی نا به هنگام ..... نفرين زمين است اين که زنده باشی اما محکوم به زندگی نکردن نفرين زمين است اين . |
|
Comments:
Post a Comment
|