آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, September 7, 2004
پرده ی آشپزخانه را کنار می زنم.. حياط را آب پاشی کرده اند و بوی چمن های خيس حتا به من هم سرايت کرده.. نگاه می کنم.. انتهای حياط طولانی ما هنوز هم دری ست که رو به کوچه باز می شود.. يادم می آيد در کوچه آدم ها زنده اند و راه می روند.. بی ترديد اين ميان تنها منم که راه را و بی راه را به يک باره گم کرده ام.
|
|
Comments:
Post a Comment
|