آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, October 23, 2004
نزديک؟
توهمی بيش نيست. آن چه عريان است و حقيقی ست بی شک همان فاصله است و ديگر هيچ. بر درگاه نشستی و گمان کردی دستت را که دراز کنی ستاره ات را خواهی چيد يادت رفته بود از تو تا ستاره هزار کهکشان راه است نه هزار سال نوری. پرده را کنار بزن پنجره را باز کن بر سر پنجه هايت بايست و قد بکش و ببين تا چه قدر دستانت از هيچ هم کوتاه تر است به زير آ چشم بر هم نِه برو . |
|
Comments:
Post a Comment
|