آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, October 12, 2004
اوووووف
ديگه آخرشه خدائيش! حساب کن Interior Design باشه که خوب اين به تنهايی کلی بسه، خوب؟ بعد سر کلاس کيک شکلاتی بی بی سرو بشه با چای، اينم خوب؟ بعد سی دی سلکشن منم پخش بشه با همون can't live و unbreak my heart و casablanca و الخ، اينم داشته باش. بعد استاده چی؟ از معماری گذشته، از اون استاد جدی هايی باشه که اهل شعر و ادبياته و تو تيريپ هايکوی آوای غوک و چه می دونم اساطير يونان و اينا، پرتقالی هم بلده، بودابار و ويوالدی هم گوش می ده، آقای کيتينگ رو هم دوست می داره! بعد خوف من مشعوفم ديگه همه ش! ***** بعد فکر کنم من دوباره عاشق شده م! عاشق اين خانومه، نيکول کيدمن! البته با عرض پوزش از جناب الفی (قول می دم کماکان بهت وفادار بمونم P:) هی دارم فيلماشو می بينم و هی داره ازش خوش ترم مياد. از بازی عالی ش تو داگ ويل که بگذريم، اين Portrait of a Lady ش هم خوشگل بود بسی. بماند که چقدر اون آقای آزموند رو هم می شناختم متاسفانه! بعدشم که باز دلم خواست تو دوران اون لباسای پف پفی جيگر دامن بلند دار به دنيا ميومدم. فقط به شرطی که شلوار جين هم اختراع می شد همون وقتا. بعدم واقعن فکر نمی کردم اين آقای برتولوچی بياد يه همچين فيلمی مثه Dreamers بسازه! خوب راستش من يه سری فيلما رو بر اساس اسم کارگردانشون انتخاب می کنم، بعد که ميام می بينمشون کلی شرمنده می شم و فک می کنم الان اين آقا فيلميه داره چه فکری در مورد من می کنه! Belle De Jour جناب بونوئل رو هم ديده شديم بالاخره. البته به نظر من بيش تر از اون که شبيه Unfaithfull باشه منو ياد Eyes Wide Shut انداخت. پيام فيلم يه چيزی تو اون مايه ها بود به گمونم. از بين فيلم فان ها هم با Green Card ژرار دپارديو خنديديم بسی. Intolerable Cruelty هم ای، واسه سرگرمی بد نبود. اينم يه جمله ی قصار از کاترين زتا جونز تو همين فيلم آخريه: Dismiss your vows your feigned tears your flattery for where a heart is hard .they make no battery ***** بعدشم وقتايی که من دچار دپرشن ام، قيافه م اونقدرا که از تو وبلاگم به نظر مياد غمگين نيست، خوب؟ بعد اين وبلاگه فقط اون حس پر رنگايی رو که به زبون نمياد تو خودش نيگر می داره، واسه همينه که گاهی، گاهی هم که نه، خيلی وقتا قيافه م اين تو همه ش زانوی غم به بغل گرفته و ايناست. اما خوب واقعيت اينه که د لايف کماکان goes on، ودر وی لايک ايت اور نات. منم هنوز دارم سعی می کنم تا جايی که می شه به شيوه ی دلخواهم اکسترا-اوردينری ش کنم. که خوب البته فقط تا يه جاهايی راه داره ديگه. خلاصتن اين که آقاجان، اين منحنی سينوسی خيلی را داره تا بشه هذلولی! همينا. |
|
Comments:
Post a Comment
|