آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, December 20, 2004
غرور، هزينه داره.. هزينه شم سنگينه، خيلی سنگين..
××× يه رنجش عميق.. منطقی يا غيرمنطقی شو نمی دونم.. اما هنوز که هنوزه جاش مونده.. مثل روز اول درد می کنه.. رفتم که جاشو نبينی، که ناخواسته جاشو به رُخت نکشم.. شايد عميق تر هم بشه.. کسی چه می دونه.. ××× بد اونه که آدم به درد کشيدن عادت کنه. ××× داشتم به اين روزای پارسال نگاه می کردم.. سال ديگه هم يعنی افسوس اين روزای امسالو می خورم؟ ××× مهربان ؟ مهربان آن ست که گامش را موازی برمی دارد برای پر کردن صدای سکوت همراه کسی که در کار رفتن است .. ××× ديری دوست جان. ××× دستام يخ بسته ن. يخشون چه جوری آب شه ديگه؟ ××× من اگه معتاد شم، عمرن ترک کنم. ××× اسم اين کاره خريته، يا جريحه دار شدگيه، يه خود-آزرده خاطر-بينيه، يا بچه بازيه، يا حماقت مکرر؟! ندانوم خودم هم! ××× يه وقتايی يه لذت هايی درد داره آقا جان، درد.. بعد يه وقتای ديگه ای در زندگانی فقط همون" لذت درد داره" می مونه که بتونه خوبت کنه، خوب؟ .. بعد درده نه که خراش ميندازه روت، می ری ترکش کنی که خراشه رو خوبش کنی.. بعد می بينی يه درد بدتر اومده جای اون درد خوبه، يه درد دردناک.. بعد تو باشی چی کار می کنی؟ ميای مثل ابلها اعتياد به درد خوبه رو ترک کنی تا به درد بده عادت کنی؟؟! |
|
Comments:
Post a Comment
|