آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, December 14, 2004
شونه هام درد می کنن.. درد راست راسکی.. سردمه.. سرد سرد.. خستمه.. خسته ی خسته.. يه خواب پنجاه و شيش ساعته می خوام.. يه خواب که گرم باشه، آروم باشه، بی حرف باشه، يخامو آب کنه، خستگی مو از يادم ببره.. يه خواب که توش شونه هام خم نشده باشن، درد نکنن اين همه.. يه خواب که بعد از آخرين بوسه ش ديگه هيچ وقت بيدار نشم.. هيچ وقت هيچ وقت..
آره، نمی خوام زياده خواه باشم ديگه.. به قول دوستم حالا از پرنده هه فقط يه خصلت باقی مونده: رنگ بی رنگی... |
|
Comments:
Post a Comment
|