آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, December 12, 2004
شده مر کز يه دايره باشی؟
بعد هی آدما هر چی شعاعشون نسبت بهت کمتر می شه، حس بهتری دارن، احساس آرامش بيشتری می کنن. اما تو بر عکس هر چی شعاع هات کوتاه تر بشن، احساس خفگی بيشتری کنی؟ بعد اما هی مجبور باشی حواست باشه که مرکز دايره هه ای، اگه نباشی دايره هه می پاشه از هم، مهره هاش همه می خورن زمين، گم و گور می شن. بعد ديدی مجبوری چشماتو ببندی و خفه شی؟ و هی دلت بخواد عوض اين که يه نقطه باشی وسط يه دايره همون نقطه هه باشی وسط يه صفحه ی بزرگ بزرگ، يه جا که ديگه بودنت اين همه واسه آدمای دور و برت مهم نباشه. يا لااقل از اون نقطه های پايانی باشی، از اون نقطه های ته جمله، ته خط . |
|
Comments:
Post a Comment
|