آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, April 21, 2005
هی خانومه
حالا از any given thursday هامون که بگذريم و از کافه ی پر از عليرضا عصار که ديگه از دست ما خلاص می شه اما خدائيش فکر نمی کنی بعد از تو کی به من خبر بده کمل کوله ی جديد آورده؟ ديگه کلی تا دارم تنها تر می شم که از اون تنهاترايی که وقتی دلت می خواد با يکی بشينی يه فنجون قهوه بستنی مخصوص بخوری می بينی هيشکی ِ هيشکی ِ هيشکی نيست که پوووووف بی خيال تا يادم مياد از فرودگاه بدم ميومده اصلن نمی خوام فکرشو بکنم عجالتن دارم به اون سه تا عينک کذايی می خندم و بس و فقط تر هم اين که I love U *: پ.ن: هی خرمگس جان اولن که استعداد تو در تبديل کردن محافل تراژديک به مجالس کميک واقعن قابل تحسينه، اين يک دومن هم که يادآوری می کنم Closer و باقی قضايا! |
|
Comments:
Post a Comment
|