آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, April 25, 2005
نشسته بودم خستگی در کنم که آقاهه اومده بی مقدمه می گه
يه چيزی بهت بگم؟ تو چهره ت و رفتارت يه چيز خاصی هست يه چيزی که آدم تو يادش می مونه تو از اون آدم هايی هستی که بايد خوشبخت باشن بايد چون بلدن چه جوری زندگی کنن بلدن چه جوری خوشحال باشن تو از اونايی که می تونی زندگی رو بگيری تو مشتت و اگه اين طور نيست بايد بری ببينی کجای کارت می لنگه تو از اون آدم هايی هستی که حق ندارن خوشبخت نباشن.. .. داشتم فکر می کردم آيا تا به حال از زندگيم راضی بوده م؟ .. شادی های من همه از جنس happiness بوده ن شادی های سبک و موقتی يادم نمياد که به طور کامل satisfied بوده باشم خيلی وقتا بوده که دوست داشته م زندگيم همون جا متوقف بشه، همون قدر برام بس بوده، کامل بوده اما هيچ کدوم موندگار نبوده ن همه شون اتفاق افتاده ن وتموم شده ن اما يادم نمياد که به طور مطلق سبک و خشنود باشم .. اوهوومم I have been happy but not satisfied never and ever ... |
|
Comments:
Post a Comment
|