آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, May 12, 2005
گاهی هم بعضی روزها مثل امروز، دريا از تلاطم باز می ايستد و نفسی تازه می کند.
گاهی روزها مثل امروز هيچ موجی خواب شن های ساحل را برهم نمی زند. گاهی حتا پرنده ای مکث می کند بر لبه ی پنجره ات، به هوای آبی شايد. گاهی وقت ها خواب بی کابوست را هيچ دستی برنمی آشوبد.. روز، رنگی ست و عطر ليمو دارد و تو، بی آن که بدانی کجای اين راهی، بی واهمه چشم به آبی آسمان می دوزی و هوای دم دمه های صبح را فرو می دهی و تمام کابوس های شبانه ات را از ياد می بری.. گاهی دل پر می کشد و تو ردش را تا دور، تا افق دنبال می کنی و لبخند می زنی و باور می کنی که زنده ای و زندگی هست و راه هست و چاه هست و هراس هست و هنوز هست.. هنوز هست.. |
|
Comments:
Post a Comment
|