آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Wednesday, May 11, 2005
× آيا به راستی خوب بودن در دنيای معاصر مترادف با خود ويران گری شده؟
× به راستی چه کسی گناه کار اصلی ست؟ خدا، چون درخت سيب را در باغ بهشت کاشت يا حوا، چون سيب را چيد؟ × ناگهان يک روز سر و کله ی گريس پيدا می شود و به ساکنان داگ ويل قول می دهد که هر آن چه را که آن ها از او بخواهند انجام دهد. و مسلما اين احمق های دهاتی درست و حسابی از گريس بهره کشی می کنند. اين تسلط ناگهانی بر يک انسان است که آن دهکده را فاسد می کند. از طرف ديگر گريس تقريبا خودش را بی هيچ قيد و شرطی تسليم اين مردم می کند، او خودش را مانند سيب رسيده ای عرضه می کند و سپس از اين که چيده شود حيرت می کند. لارس فون تری يه × مساله، مساله ی تن دادن به انتظارهاست. به نظرم، موفقيت باعث ترس می شود. يک دفعه به خودت می گويی: " آيا می تونم دوباره اين کارو تکرار کنم؟ " و وقتی شروع کردی به پرسيدن اين جور سوال ها از خودت، خلاقيت وجودت را به مسير غلطی می کشانی. بنابراين بايد از آن دور بشوی. به خودم گفتم: " خيلی خوب، اين پارسال بود، و سال بعد يه جور ديگه ست. ". × کلمه ی Limerence را شنيده ای؟ از روان شناسی می آيد، يعنی عشق وسواس گونه، حالتی شبيه به اعتياد، يعنی به کسی معتاد بشوی. نمی دانم تا به حال برايت اتفاق افتاده است يا نه. مطمئنم که اين کلمه در فرهنگ لغت نيست، اما در روان شناسی هست. اين عنوان زندگی من است! نيکول کيدمن |
|
Comments:
Post a Comment
|