آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, December 1, 2005
انتظار داشتن
توقع داشتن ... اينا همه چيو خراب می کنن همه چيو بد جوری خراب می کنن سعی کردن برای نگه داشتن چيزی فقط آدمو فرسوده می کنه ××××× يادم بياد لطفا که هر لحظه رو می شه به خاطر همون لحظه زندگی کرد يادم بمونه لطفا هم من نه مالک گذشته م نه مالک آينده فقط می تونم حال رو داشته باشم اونم فقط تا جايی که دستم رو دراز کنم فقط تا جايی که دستم برسه نمی تونم بشينم غصه بخورم که کاش قدم بلندتر بود کاش قدم بيشتر می رسيد خوب درسته که اين جوری مزه ی نصف چيزا از بين می ره اما لااقل مزه ی بعضی چيزا هم برمی گرده سر جاش آخرم اين که آدم با دستای سيمانی نمی تونه دنيا رو فتح کنه حالا هرقدرم که پرفکشنيست باشه يادم بمونه اينو هم |
|
Comments:
Post a Comment
|