آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, January 20, 2006
فکر می کنم زياده خواهی و تمام خواهی تا کجا؟
تا چه قدر؟ چرا از ياد برده ام پذيرفتن ِ آدم ها را؟ همان طور که هستند همان قدر که هستند کجا باز چشم هايم را بستم؟ که فراموشم شد کجا ايستاده ام را کجا باز دست هايم را از ياد بردم؟ که خيالم برداشت می رسانندم تا سقف آسمان بالای ابرها من کولی سايه فروشم بانوی بی ترانه با تاجی کاغذين از لبخند و فريب و کوله باری لبالب از نادليل و ناکلمه پر از لغات نامفهوم نامعنی ناجايز نا... |
|
Comments:
Post a Comment
|