آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, January 10, 2006
بعد تازه گمونم کلی هم لازمم بود هووووم اون جايی که پسر آفريقاييه می گه بايد با زخمم صحبت کنم ببينم چی می گه.. اون جا که شيره نزديک بود مريل استريپ رو بخوره، بعد رابرت ردفورد بهش می گه نگران نباش، صبحانه شو خورده. بعد مريل استريپ می گه فک نمی کنی يه وقت بخواد ناهارشو زودتر از مطابق معمول بخوره! بعد اون جا که رييس قبيله هه مياد به مريل استريپ می گه حالا بچه های قد بلندتر هم می تونن خوندن ياد بگيرن.. بعد اون جا که دنيس واسه کارن يه گرامافون هديه مياره.. بعد اون جا که دنيس بهش می گه يو روييند مای بينگ الون.. بعد اون جا که باز دنيس بهش می گه يادت باشه، تو هيچ وقت مالک هيچی نيستی.. ما فقط می تونيم عبور کنيم و ردپامون جا بمونه.. بعد اون جا که دوتايی شون دلشون می خواد هواپيمای يه موتوره سوار شن.. بعد اون جا که يه عالم وقت بعد کارن می بينه يه هواپيمای تک موتوره داره رو مزرعه ش پرواز می کنه.. می بينه دنيسه که اومده دنبالش.. می پرسه کی ياد گرفتی با اين پرواز کنی؟ دنيس می گه ديروز! بعد اون جا که داره موهای کارن رو شامپو می کنه.. بعد اون تپه هه که کارن می خواد از دنيس اون جا خاکش کنه.. بعد.. خيلی بعدتر.. اون جا که کارن اون مشت خاکه رو نگه می داره تو دستش و می ره.. اون جا که با پيشکارش خداحافظی می کنه، بعد پيشکاره بهش می گه يادت باشه آتيشی که روشن می کنی اون قد بزرگ باشه که من بتونم ببينمشا.. اون جا که به دنيس می گه من در بدترين شرايط، هميشه به اين فکر می کنم که اگه يه لحظه، فقط يه لحظه ی ديگه بتونم ادامه بدم.. اون جا توی کلاب آقاهه دعوتش می کنه بره تو و با هم ويسکی می خورن.. اون جا که تو ايستگاه، پيشکارش به اسم صداش می کنه.. آی لايکد ايت سو ماچ |
|
Comments:
Post a Comment
|