آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, February 5, 2006
از پشت شيشه بيرون رو نگاه می کنيم
دختر پسره شونه به شونه ی هم راه می رن سبک نگامون می کنن می خنده که: لابد دلشون می خواد جای ما باشن.. نمی دونن که.. اوهوممم نمی دونن که منم دلم می خواست جای اونا باشم تو هم شونه به شونه ساده سبک نمی دونی که مدت هاست که جای من همين جاست پشت همين شيشه ی پر زرق و برق بيرونی ها دلشون می خواد جای من باشن و من، اون بيرون اوهوومم هميشه چيزی کمه چيزی که نمی ذاره لحظه، پرفکت باشه هميشه منتی هست يا تاوانی و باز فکر می کنم انگار هزار ساله که بی دغدغه بودن رو از ياد برده م به تو نگاه می کنم و شير پسته و عابرهای ساده و خوشبخت پشت پنجره ... |
|
Comments:
Post a Comment
|