آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, June 3, 2006
هر چيزی يه زمانی داره
هزار سال پيش تصميم گرفتم "کليدر" رو بخونم مدرسه می رفتم گمونم کمکی ش رو هم خوندم، اما رهاش کردم بعدترها دو بار ديگه استارتشو زدم، باز خاموش کردم اما تا اين که عاقبت ديروز از سر بی کاری شروع کردم به کليدر خوانی و تازه فهميدم چرا تمام اين سال ها هيچ وقت خوندنش رو ادامه نداده م خوندنش رو بايد يه وقتی شروع می کردم که ته نشين و آروم شده باشم يه وقتی مثل حالا کلمه ها روی هم می لغزن انگار نثر متفاخرانه ی منحصر به فرد با خورجينی از کلمات شناسنامه دار جمله های کوتاه و با صلابت انگار که جغرافيا رو با کلمه ها نقاشی کنی دارم دوستش می دارم |
|
Comments:
Post a Comment
|