آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, June 8, 2006
با خود فکر می کنم چيست در تو که اين گونه آرامم می کند، اما دل تنگ نه.. نمی دانم.. فکر کردن را رها می کنم و تکيه می دهم به بعد از ظهر تنبل و کش دار و بی دغدغه، به خيابان گردی های قديمی و هياهوی پرنده ها و چمن و جويبار و خنکای آب.. و بوی آشنا..
بازمی گردم.. خوب؟ کسل؟ دل تنگ؟ غم گين؟ خالی؟.. نمی دانم.. باز می گردم و هم چنان از تو خالی می مانم.. |
|
Comments:
Post a Comment
|