آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, September 10, 2006
در راستای تخصص ويژه ای که در باب عذاب وجدان و دست يابی به انواع آن دارم بنده، جديدنا به شکل جديدی از عذاب وجدان دچار شده م که خوب علی رغم ضايعيتش برای ثبت در تاريخ و عبرت آيندگان، به رشته ی تحرير درميارمش!
يادمه قبلنا اسکارلت جان يه مدل عذاب وجدانی داشت تو اين مايه ها که: حکايت دزده ست که ناراحته، نه از اين بابت که چرا دزدی کرده، بلکه از اين بابت که چرا گير افتاده. مال منم تو همين مايه هاست: فک کن يه دزده مثلا دو ماهه که دزدی نکرده، اما بازم عذاب وجدان داره. اونم برا اينه که می دونه اگه دزدی نکرده، واسه اين نيست که توبه کرده ديگه دزدی نکنه و اينا، نه، برا اينه که موقعيتش پيش نيومده! بعد عذاب وجدان گرفته که چرا عامل دزدی نکردنش اين قد بايد ضايع و به دور از هرگونه ارزش اخلاقی و انسانی و اينا باشه! |
|
Comments:
Post a Comment
|