آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, October 14, 2006
من تا همين قبل از تازگیها اهل داستان کوتاه خوندن نبودم. هميشه با رمان بيشتر کنار ميومدم. داستان کوتاهم میخوندم، اما با سعی فراوان. اما اين جناب خوبی خدا بر خلاف بيشتر موارد مشابه، نه تنها بدون سعی و تلاش و تحمل و درد و خونريزی، بات السو با اشتياق و رغبت فراوان خونده شد. اونم به انضمام مقادير زيادی لبخند گل و گشاد جوليا رابرتزوار. اصن آدم با بيشتر قصههاش دوست میشه زود. قصهها به شدت ساده و کم اتفاقن، مثه يه جوی آب يواش و کم آب. خيلی مثه زندگين. طبيعتا هم با شيرينی عسلی و خوبی خدا از بقيه بيشتر دوست شدم، چون کاملا من-پسندانه بودن. خلاصه که دريابيدش.
خوبی خدا --- ترجمهی امير مهدی حقيقت |
|
Comments:
Post a Comment
|