آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, November 19, 2006
الکس میگه وقتی میخواستم بيام ايران، هرکی میشنيد میگفت اوه اوه، خدا به دادت برسه. حتا ترکيه هم که بودم میگفتن میخوای بری ايران مواظب باش. اما حالا میبينم که اين تو چه قد همه چی فرق میکنه. فکر میکردم اينجا همه متعصب و افراطين. فکر میکردم خانوما عقب نگهداشته شدهن، فکر میکردم همه جا اختناق و فشاره.
الکس میگه: اولين چيزی که برام خيلی عجيبه، اينهمه مهمان نواز بودن ايرانياست. شما ها خيلی مهربون و خوش اخلاقين. بعد هم مذهب اون قدرها که میگن اينجا پررنگ نيست. شما خانومها خيلی خوب در اجتماع حضور داريد. اطلاعاتتون بالاست. راحت معاشرت میکنيد. آزاديد. مستقليد. (به بچهها چشمک میزنم: اوه اوه، گمونم باز گند زديم به صحت آمار اين جامعه شناسها!) میگه: رفتم قم. شراين فاتيما رو ديدم. لازم نبود برای رسيدن به ضريح انرژی مصرف کنم. همه بهم کمک کردن و هلم دادن تا رسيدم به ضريح، برگشتنش سختتر بود. خونهی امام خمينی رو هم ديدم. مقبرهش رو هم. مرد بزرگ کشورتون رو. میگه: تو لهستان، اگه از مردم بپرسن دوست داری اينجا بمونی يا بری آمريکا، نود و پنج درصدشون بلافاصله میگن آمريکا. شماها چی؟ میگم: خوب اگه منو از جامعهی آماریت حذف کنی، اينجا صد در صدشون میگن آمريکا. میپرسه: اگه حجاب اجباری نبود، کدومتون اين روسریها رو بازم سرتون میکردين؟ به شدت از جواب بدون مکث و يکسانمون شگفتزده شد.بعد گفت: تو دورهی راهنمايی تو بعضی مدارس آمريکا، فيلم "بدون دخترم هرگز" رو جزو برنامهی درسیشون نشون میدن، برای اينکه با فرهنگ های مختلف آشناشون کنن. يه نکتهی جالب رو هم کشف کرده. همون روز اول، قبل از اين که با ما آشنا بشه، با دو تا پسر ايرانی صحبت کرده بوده. هردوی اونها و همينطور ما موقع خداحافظی بهش گفتيم که حواستو جمع کن، اينجا به کسی اعتماد نکن! (طفلی لابد واسهی همين وقتی داشتيم میبرديمش فشم اول جاده ازمون پرسيد دارين منو کجا میبرين!) آخرش هم الکس به اين نتيجه رسيد که يک کلمهی ساده مثل ريسپانسيبيليتی که يه معنی واضح و مبرهن داره، چه جوری میتونه در فرهنگهای مختلف معانی متفاوتی باشه!! البته تقريبن به اين نتيجه رسونديمش! ولی خوشم اومد، بعد از دو ساعت به تيکه انداختنهای ما عادت کرد و آخر روز خودش هم دوتای تيکهی خدا در باب مسئوليت اومد. گمونم يه هفته ديگه يه پا ايرانی شده باشه واسه خودش، چون امروز معنی لغت دودره رو کاملا درک کرد بچه!! |
والله من که هر وقت مهمون خارجی داشتم بعد از شنیدن همه اون حرفهائی که بچه تون بهت گفته ، حتما این یکی رو هم با شگفت زدگی به جملات بالا اضافه می کرده و من رو حرص می داده از مقایسه ما با همسایه هامون !!