آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, November 21, 2006
اممم.. قضيهی اون شيشصد و شصت و شيشمين ميل جیميل بود؟ خوب؟.. فرستندهش تصادفا آقای موسيقی آب گرم بود که نه گمونم روحش هم حتا خبر داشته باشه.
بعدشم که خدا حوصلهش از دست ولگردیهای ما سر رفت استادمونو پس فرستاد دوباره! استادجان هم هنوز پاشون به خاک ميهن نرسيده و عرق سفرشون خشک نشده اساماس مرحمت فرمودند که بنده رسيدم! بنده هم فوروارد تو آل کردم و کلهم اجمعين شب عزادارانهای رو سپری کرديم خلاصه! حالا دوباره ما بدو، تحويل کار در دقيقهی نود بدو. نمیدونم چرا چوب ما هيچوقت مثه چوب پينوکيو مرغوب نبود بلکه يه بارش آدم شيم. يه تئوری جديد ضايع ديگه هم اينکه اصولا روابط دخترانهای دووم ميارن در طولانی مدت که پای دوستپسرهای مبارک يا احيانا دوست-پسر-تو-بی های محترم توشون باز نشه، وگرنه که سه سوت به باد فنا میرن متاسفانه! |
اما آقای بوکوفسکی خوبه میشه باهاش شریک شد :D
حالا تو که داری بهش کادو میدی دیگه! یه چیزی باشه که بشه نصفش کرد!
من از همین جا حمایتت می کنم!
این نازلیه هم از همین نصفه شبی شروع کرده به توطئه چیدن./ می گم حالا سفارش بدم? :D
بعدشم ببینم، تو آبی دو اینا رو از کجا می شناسی اونوقت؟! یعنی از کجا رمزگشایی ش کردی که کدوم از آبی ها این رفیق وبلاگ نویس مان؟! نکنه می شناسیم همو؟!
ایول به جبروت آبی دو! تا اسمشو بردم کارم راه اقتاد! الان هرچی درخواست کنم اجابت می شه، نه؟!
اِم نه نمی شناسیم، فقط من هم مثل این رفیقتون تیک تاک و تیز و اینام!
برای اطلاعات بیشتر با جی میلتون تماس بگیرید!