آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, January 6, 2007
هر رابطهای ادبيات خاص خودشو داره. تو هر دوستی دو نفرهای، بعد از يه مدت يه سری کلمهها اختراع میشه. کلماتی که بچههای اون رابطهههن. فقط همون دو نفر میتونن معنیشو بفهمن. من دوست دارم اين کلمهها رو، کلمههای دو نفره رو. اين يعنی که رابطههه خلاقه. رابطههه عميقه. زياد سالشه، نه از لحاظ زمانیها، از لحاظ نوع رابطه. رابطهی بچهدار يعنی که اين مدل دوستيه کاملن ساختهی دست شما دو نفره و چندتا بچه دارين که خود خودتون به دنيا آوردينشون. يعنی که يه چيز مشترک دو نفره دارين که لزوما نفر سومی نمیتونه ازش سر دربياره يا براش جالب باشه.
اما بعضی رابطهها هم هستن که علیرغم طولانيتشون، بیکلمه میمونن. يا اگرم کلمه داشته باشن، عاريهاين. محصول مشترک هر دو نفر نيستن. اينجور رابطهها نه که بد باشنا، نه، ولی از قيافهشون معلومه که آدماش اشتباهی افتادن تو رابطههه. معلومه که آدماش به درد داشتن يه رابطهی خاص نمیخورن، بنابراين بهتره تو فاز رابطهی عام باقی بمونن! بعضی رابطهها هم هستن که از اساس ادبياتشون کلمات دو نفرهن! يعنی اصولن جملهی فعل و فاعل داری توشن به چشم نمیخوره. اين مدل روابط درجهی هات بودنوشن بالاست، اما زود عرق میکنن!! من اما دوستمشونه رابطههای کلمهدارمو. |
توی دانشگاه ما چهار تا دوست بودیم که وقتی با هم حرف می زدیم ، همه بر و بر نگامون می کردن و از زبون اختراعیمون هیچی هیچی نمی فهمیدن .
بامزه اینجاست که بعد از شش سال ، وقتی دوباره همدیگه رو دیدیم ، دوباره میتونستیم به همون زبون حرف بزنیم و این دفعه آقای همسر بود که بر و بر نگامون می کرد . خصوصا که تا حالا همچین هنرنمائی هائی رو از همسر جانش ندیده بود !!