آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, February 4, 2007
اونقد هواهه ماه بود که کلاسو پيچونديم و سر از کاخ نياوران درآورديم.. خانوم راهنماهه هم تحويلمون گرفت گذاشت يه عالم وقت دم درگاه پنجرههای کاخ صاحبقرانيه بشينيم و بارونو تماشا کنيم.. کلی تا چسبيد وقتی يه هو بارونه تبديل به برف شد و همه جا تو يه چشم به هم زدن سفيدپوش شد..
ياد اون روز افتادم که پابرهنه تو اون جوی آب جلوی آلاچيقها راه رفتم و تو هم بودی و چهقد همه چی آروم بود و چهقد دوستمون داشتم.. هنوز که عکسشو تو موبايلت میبينم، لبخندم میشه کلی.. دلم برات يههو تنگ میشه، با اينکه پيشمی.. اصن نمیدونم چرا وقتايی که پيشمی دلم برات تنگتره تا وقتايی که نيستی.. انگار وقتی دوری هنوز داغم و نمیفهمم چه همه خوبه بودنت.. شايد اينم يکی از خواص دوستیهای پيامنوره*.. اما وقتی بعد از کلی وقت میبينمت، يه هو جات يه عالمه خالی میشه، دوباره يادم مياد چهقد خوب میشد اگه هميشه بودی.. حالا نه که هميشهی هميشه، اما بيشتر لااقل، نزديکتر، اينجا تر.. اما خوب.. يادمه که غر نزنم.. يادمه که همينشم خودش کليه.. خيلی سخته دوستی اين مدلی اينهمه طولانی ادامه داشته باشه.. سخته پيدا کردن دوستی که هم بتونی باهاش فان داشته باشی و بگی و بخندی و مبتذل باشی و جواد و اينا، هم هر وقت دلت خواست چار کلام حرف حساب بزنی و تيريپ فرهيختگی و چه میدونم، بخش محترم ماجرا.. بعد، هم طرف آدم ظاهرا حسابی و جنتلمن و قابل معاشرت و قابل پرزانتهای باشه، هم از اون ور عياش خوشگذرون عوضی پدرسوخته!.. سيستم هم که کلهم سيستم خود-سنتر-آو-د-وورد-بين ِ خود-شيفتهی از خود-متشکر.. کم پيش مياد طرف مقابلت، هم به درد بخش منتالی رابطه بخوره، هم فيزيکلی ازش خوشت بياد.. بوی تنشو دوست داشته باشی.. بوسيدنشو دوست داشته باشی.. بتونی هروقت دلت خواست بهش بگی دوسش داری، بگی دلت خواستتش بدون اينکه نگران باشی الان جو-گير میشه و اينا.. تازهتر از همه هم اينکه بدونی اين حسه دوطرفهست.. يعنی همونقد که تو از اون داره خوشت مياد و دوسش داری، اونم با تو حال میکنه و دلش میخوادت.. اينجوری اونوقت نه که هر دوتون آدمای ماترياليست فرصتطلبی هستين، اينه که وقت نمیکنين سر موضوعات بديهی قهر و دعوا کنين و اين، رابطه رو به يک استغنای بسيار دلچسبی میرسونه که من مريدشم از اساس :دی.. اينه که همين الان الان دلم خواست بهت بگم که قد يه عالمتا ستاره دوستمته.. شايدم بيشتر حتا.. :ستاره. *دوستی پيام نور: دوستی از راه دور - دوستی شامل فاصلهی جغرافيايی قابل ملاحظه. در برخی لغتنامهها به "دوری و دوستی" هم ترجمه شده است. |
خیلی...
man nemishnasamesh ya mishnasamaesh??? na, gamoonam nemishnasamesh?? baz man o ? nakonaaaa!! badesham ke yani Mach Mach 1000ta :*
جای تو کماکان محفوظه بابا، خیالت کاملن راحت و گارانتی و اینا.. بعدشم باید بیای ایران تا به هم معرفی تون کنم.. این جوری از راه دور و خشک و خالی نمی شه که
;)
حالا به هر حال یک موقع از این نوع آدمها پیدا کردید و صد البته اگر دختر بود یک ندایی به ما بدهید که اکیدا وحدت کنیم.