آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Friday, February 9, 2007
داريم رو ماکت ورودی متروی اصفهان کار میکنيم. محو دستای مهندس غين ام. اونقدر نرم با کاتر کار میکنه که آدم خيال میکنه جنس همهی مقواهای به اون کلفتی از خميره. دارن با مهندس ميم از خاطراتشون تو شرکت مهندس ميرميران تعريف میکنن. از وقتايی که شنبه صبح ساعت ورود میزدن و پنجشنبه غروب ساعت خروج. از شبای شارت و کار بیوقفه و اسکيس پاره کردنهای ميرميران. از اينکه چه جوری يادشون داد قلم دست بگيرن و خط بکشن و از سختیهای کار نترسن. حسوديم میشه به تجربهها و خاطرههاشون. به اينهمه سال با ميرميران و شيردل کار کردنشون. به دستهای ورزيده و طراحشون.
کاش میشد يه کوچولو زندگيه رو ريوايند کرد. |
|
Comments:
Post a Comment
|