آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, April 23, 2007
...
زن اينجوری وقتی عاشق میشود، وقتی يك شب تا صبح به سقف سفيد خالی نگاه میكند و میفهمد كه نفس يك نفر با بقيه نفسها فرق كرده، ساعت 4 صبح بهش زنگ میزند و میگويد كه .... زن اينجوری هيچ وقت عارف نمیشود، هميشه مست عشق میماند. ... فكر كردی يك دختر هفت ساله میگويد كه عشق مهمترين مساله است. همه چيز دور عشق میچرخد، آن روز يادم رفت بگويم عشق خود خورشيد است. ... يك زن اينجوریام كه آماده است تا با تو غيب شود. من يك زن اينجوریام، زن اينجوری عارف نمیشود، هميشه آن نگاه وحشی و گرسنه با او میماند. زن اينجوری همه پساندازش را برای تو خرج میكند، من همه پساندازم را برای خرج كردن جمع كردهام. ... زن اینجوری وقتی عاشق میشود و میفهمد نفس یکی با همهی نفسها فرق میکرده٬ چه کار میکند؟ وحشی میشود٬ هار میشود٬ میشود مثل یک پرندهی رها که انداختهاندش توی قفس، هی خودش را میکوبد به در و دیوار، میخواهد یک کاری بکند٬ یکجوری٬ یکطوری٬ نگذارد٬ روند حادثهها را تغییر بدهد، یک کاری بکن آخر لعنتی! ... زن اینجوری خوشش میآید از این بیت که "عشق من تو را وحشی است"، میخواهد بدزدد تو را از همهی دنیا، یا بمیرد. ... ... یه کم به کانگوروها شبیهم، همه چیو همه کسو میذارم توی کیسهم و راه میافتم، میذارم این قدر توی کیسهم بمونن تا برای تنها شدن به اندازهی کافی بزرگ بشن! از وبلاگ اسنپشات |
|
Comments:
Post a Comment
|