اتفاق های بیرون ما خوب نیستند من اما نزدیک بینم [+]
Comments:
In poste ye kam chanpahloo mizane!mano yade ye chize birabt andakht!nazar nadam fek konam betoonam vase bedas avordane shakhsiyate nadashte-am talashi karde basham!
یک زمانی ما داشتیم فکر میکردیم که فیلم کوتاهی بسازیم با یک قصهی معمولی. با این تفاوت که به جای آدمهای قصه، فقط دستهایشان را نشان بدهیم در تمام فیلم، در تمام لحظهها و روی تمام دیالوگها و اکشنها. دقیقن به همین علتی که شما گفتید: دستها بیشترین شباهت را به شخصیت آدمها دارند. مثل همین آقای آخوند کوتاهقد و لاغری که امروز در دفتر سردار خ. با ایشان نهار خوردیم و دستهای سفید و تپلی داشت و کلی برای خودمان قصه ساختیم برایش. بی آن که به صورت چرک و پیر و پرریشش بیاید. بعد هم آن سطل زبالهی دستهگلداری که قبلن گفته بودید، احیانن، متعلق به آن گلفروشی کنار بانک نیست که شما با این ذهن قصهپردازتان ربطش دادید به خانهی آن آقایی که نرده دارد؟!
بعد هم آن سطل زبالهی دستهگلداری که قبلن گفته بودید، احیانن، متعلق به آن گلفروشی کنار بانک نیست که شما با این ذهن قصهپردازتان ربطش دادید به خانهی آن آقایی که نرده دارد؟!