آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, June 14, 2007
اين "خيابان هنر شهر تهران" جلو دانشگاه منو کشته!
+++ ديدن آقا تئاتريه منو برد به عيد چهار سال پيش و سالتحويل به ياد موندنی آقا آلمانيه و کافینت با ويوی کوهستان و جنگل ابر و اووووه تا چيز ديگه. نيمساعت که گذشت جفتمون به اين نتيجه رسيديم که چهقد بزرگ شديم تو اين چار سال. از اون سرخوشی تا اين سنگينی و پختگی و بلکه هم سوختگی. خوب بود ديدنش کلی. +++ من به شدت دلم میخواد بدونم اون ماکتهای آقا ژاپنيا دست-ساز بود يعنی؟ اون جزئيات و ظرافت پلهبرقیهاشون هم حتا خدا بود، چه برسه به باقی کار. بعد آقای کوجيما هم يه لباس مشکی پوشيده بود با يه کفش قرمز شديدا خوشگل که اصن فلاش بود بسکه خاص بود کفشش. +++ بالاخره که ديروز ِ خوبی بود. |
bazam khodaro shokr!