آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, July 14, 2007
بالاخره بيدار شدم!
و خوب بايد اعتراف کنم که الان واضحترين حسی که دارم همانا افسردگيه! نه که يه مدت طولانی در مرکز توجه بودم، بعد الان فکر کنم دچار عوارض بعد از زايمان شده باشم!! حالا باز خوبه سرم به اين آقاهای جديد و پيشنهاد کارهای جديد گرمه، وگرنه اصلا بعيد نبود برم يه ترم ديگه پاياننامه بردارم! دوستمش بود کلی سهشنبه نوزدهم تير رو. همهچی کلی عالی و شيک و پرفکت برگزار شد و چشای استاد گرامیجان تمام روز برق میزد. فکر کنم حس غرور و خود-مهمبينی و منم-منم-زدگیش رو کاملا ارضا کردم! بعدم علیرغم تذکر اين نکته که در معماری چيزی به نام بيست وجود نداره، اما از پنج نفر هيأت ژوری دو نفر نمرهی من رو بيست و سه نفر ديگه بيست با تشويق اعلام کردن، به شرط اينکه پسفردا باب نشه بچهها برن موضوع پاياننامههاشونو موضوعاتی از قبيل «اتاق فرياد» يا چه میدونم «حياط خميازه» و اينا انتخاب کنن! اينم تيکهای بود که آقای زيبايیشناسیمون با تأکيد فراوان مطرح کرد! بعد از دفاع هم به سلامتی يک ساعتی به سوالهای داورها جواب میدادم که بیشک تسلطم در امور بداههسازی و تیآیپروری و صد البته اعتماد به نفسی به ضخامت 1.20 به دادم رسيدن و من و استاد گرامی رو از ورطهی آبروريزی به قلهی سرافرازی کشوندن با پرانتزی بين خودمون که میدونستيم کجاهای کارمون سوتی داره! از همه جالبتر هم کامپليمانهای آقای جورجيو آرمانی بود با اون اوکی اوکی کردناش که خوب متأسفانه من خيلی دير فهميدم آدمی به اين مهمی بوده، وگرنه از همون اول صبحی قطعا بيشتر تحويلش میگرفتم! خلاصه يه وقت ديدين شوخی شوخی رفتيم طراح صحنه شديم! |
دو هم خوب کلی تبریک و اینا ;)
بعدش هم اینکه چی بود موضوع پایان نامه ت !؟
Kollita Congratulation o ina @};-
Miss U havarta bishtar az hamishe :x
حالا من به طرز هیجانانگیزی هیجانزدهم که این بیچاره رو له کنم با روایت اینکه 20 در معماری وجود داره. نمیدونم چراها! ولی خب اصولا روایت نقض اصول لایتغیر خیلی جذابه، حتی اگه به آدم ربطی نداشته باشه! :D
و اینکه من الآن به عنوان یه قربانی طراحیصحنه که بند بند عضای بدنام دارن نفرینام میکنن، اجازه میخوام که زنهار بدم!!!!! اصلا آخر و عاقبت فیزیکی خوبی نداره بدمصب