آهو نمی‌شوی بدین جست‌وخیز، گوسِپند




Monday, August 27, 2007

از اون‌جايی که کل سی‌دی‌های ماشين پدرجان رو يه آقای دزدی چند وقت پيشا برده بود، طفلی بچه مدت‌های مديد در بی‌سی‌دی‌ای به سر می‌برد و هی به من می‌گفت، اما من درگير پايان‌نامه بودم و نمی‌رسيدم براش سی‌دی رايت کنم. تا اين‌که يکی از همون شبا تو همون گير و دار پايان‌نامه، يه سی‌دی هول‌هولکی زدم براش که اولاش مثنوی‌خوانی بود، چندتا ترک آخرش هم محسن نامجو. نه هر محسن نامجويی ها، چند تا از اون محترماشو. چون آقای پدرجان رو ليريک آهنگا خيلی زوم می‌کنه و حتما بايد شعر درست حسابی باشه و الخ. فقط اون آخرا يه جبر جغرافيايی هم چپونيفای کردم که هم‌چين حال و هوای کار دستش بياد. بعد يادمه يکی از همون شبايی که هوای تهران زده بود به سرش و وسط تابستون هی رگبار می‌گرفت، آخر شب دوتايی داشتيم اتوبان‌نوردی می‌کرديم که سی‌دی‌ه از مثنوی‌خوانی‌ها رسيد به محسن نامجوها. پدرجان هم هنوز يه دور سی‌دی‌ه رو گوش نکرده بود. اولش خوب همين‌جوری داشت گوش می‌داد طفلی، بعد يه چند ثانيه که گذشت و هی دقت کرد و هی به نتيجه نرسيد دقت‌هاش، پرسيد اين داره مولانا می‌خونه؟ گفتم آره بابا، خوشگله، نه؟ بعد ديدم يه مکثی کرد و يه نمه صدا رو بلندتر کرد (طفلکی فکر کرد داره اشتباه می‌شنوه)، بعد پرسيد اين کيه؟ سنتی می‌خونه؟ منم سريعا يکی از اون سخنرانی‌هامو در باب موج نوی موسيقی و استعدادهای نهفته و ژانرهای جديد و اينا شروع کردم و آهنگه هم داشت می‌خوند. بعد دوباره صدا رو بلندتر کرد پرسيد: اينايی که الان گفتی يعنی اين خيلی خوبه؟ گفتم آره بابا، اين الان آخرين پديده‌ست. رسيديم به ای ساربان و من شروع کردم قربون صدقه رفتن و هی ريپيت کردن، اونم هيچی نمی‌گفت و خوب گوش می‌کرد فقط. تا اين‌که جبر جغرافيايی که رسيد، ديگه من ساکت شدم و گذاشتم موسيقی تأثير خودش رو بذاره!! پدرجان هم اولاش يه خورده گوش کرد، بعد گفت: اينم همون آقاهه داره می‌خونه؟ گفتم آره بابا، می‌بينين چه‌قد می‌تونه صداهای متفاوت از خودش دربياره؟ که گفت: آره، می‌بينم! بعد من داشتم درک می‌کردم که هی می‌خواد بگه اين مزخرفا چيه، ولی نه که طفلی فکر می‌کنه من خيلی آدم متفکر و بافرهنگی هستم، و نه که با مثنوی‌خوانی و مولانا شروع کرده بودم سی‌دی رو، براش شده بود حکايت لباس پادشاه، روش نمی‌شد چيزی بگه!

چند وقت بعدترش يه شب داشتم لايف ايز ا ميرکل می‌ديدم با صدای بلند، بعد پدرجان اومد نشست يه خورده از فيلمو ديد -دقيقا وسط ديوونه‌بازی‌هاشونم بود- بعد پرسيد: اين فيلمه رو هم همون رفيقت ساخته؟ گفتم کی؟ گفت: چی چی بود اسمش، مش حسن؟ همون که هوار می‌زد مولانا می‌خوند؟

ديشب هفت هشت تا سی‌دی براش رايت کرده بودم، اين دو سه تا شجريان جديد و عشق آمد گروه مولانا و دو تا ناظری و سه تا سلکشن ايرانی. بعد گفتم اون سلکشن‌ها رو وقتی خانواده تو ماشينتونه گوش بدين، بقيه‌ش رو وقتی خودتونين. (مامان من از موسيقی سنتی خوشش نمياد خوب!) بابا سی‌دی‌ها رو يه ورقی زدن و اسمای روش رو خوندن و بعد پرسيدن: اون رفيقت مش حسن کار جديد نداده بيرون؟ يه سی‌دی کامل اونم بزن برام!!

امروز صبح مامان بابام همه‌ش بيرون بودن، بعد امروز بعد از ظهر مامان جان اولتيماتوم دادن که اين سی‌دی‌هايی که من رايت کردم رو پدرجان بهتره برن تو همون وانت‌هايی که خريدن گوش بدن، و اگر حتا يه ترک از مش حسن تو ماشين موجود باشه پاشون رو تو مسافرت نخواهند گذاشت!


Comments:
علی‌الحساب یعنی اون تیکه‌ی لایف ایز ا میراکل در حد زئوس و عصر طلائی خدایان بودا :))) محشر! البته آدم صادق باشه هنوز مونده تا مش حسن عزیز و بزرگوار قطعه‌ای بسازن در حد و حدودای
Ovo Je Muski Svet
ولی به‌هرحال این ایده محشر بود، به خصوص در حولی جبر جغرافیائی.
و چیزی که به شدت در آثار محسن خان نامجو حال می‌ده که بارها مشاهده شده حتی کسانی که لیچار بارش می‌کنن هم سراغ آثار جدیدشو می‌گیرن و دست‌کم گیس رو هرطور شده یه جا برای خودشون نگه می‌دارن. به‌هرحال من که کماکان در کف اون تیکه‌ی کوستاریتسائی ماجرام! بسیار هوشمندانه و رندانه بود. :)) عالی

(راستی! گمان‌ام این در جستجو فروختن مودیه. من هم چون کتاب رو توی دو سری خریدم هم بی‌آبروئی‌ش رو تجربه کردم هم با آبروئی‌ش. بخش اول رو میرداماد خریدم؛ برگشته از سر کار بدون خونه رفتن. با ریش نترشایده و موی به هم ریخته و پیراهن رو شلوار و تنها چیز نوی وجودم حقوقی بود که چند ساعت قبلش گرفته بودم. و فروشنده‌ی محترم وقتی تازه یادشظ اومد دو روز قبل من رو تر و تمیز دیده به جای هرچیزی فقط بیشتر تعجب کرد و با کلی ناز و ادا هر چی داشت برام آورد. اما الباقی که اون‌زمان ناقص و کمیاب بودن رو یه آقای پیری توی کتاب پنجره با کلی عزت و احترام از آرشیو شخصی خودش قول داد برام بیاره و هفته‌ی بعدش وقتی رفتم و آقای پیرمرد مهربان نشر پنجره صدام کرد که بیا کتابت و بعد بهم پروست داد، زخم‌های غرورم در سری اول خرید تا حدودی التیام یافتند. خلاصه گمون‌ام کاملا مودی باشه خرید و فروش‌اش با این حسابا لابد!)ء
 
خانم ِ آیدا !
واقعیتش برای آن "حیوونکی" کامنت میگذارم ! لاک پشت ها تاریکی را دوست دارند . یا بگویم عاشقشند .
برق ِ خانه اش را گهگاه خامش کنید . و میگو بهش بدهید بخورد . از طرف ِ من هم ببوسیدش :)
 
من اشکم درآمد از خنده. یک کامنت بامزه هم از عموی محترم من. اولین بار که برایش مش حسن گذاشتم گوش کرد و گوش کرد و آخرش گفت برید برای این دوست دختر پیدا کنید خودش را راحت کند. البته وقتی می رفت دیار غربت یک چند تا سی دی گفت از همین مش حسن برایش زدم با خودش برد! دو نقطه دی
 
اتفاقن من هم جهت مسافرت مقادیری محسن نامجوی البته محترم دادم به بابا. شب که رسیدن به مقصد، اس ام اس فرمودند که "این یارو، بی خوابی زده به سرش؟"
 
آیدا می خواسم بگم می خوام یکی از پستهای کوچیکتو بدزدم و بدون ذکر منبع بذارم یه جایی! نتیونسم با خودم کنار بیام چون بدجوری باهام یکیه. البته کاملا از میزان کثافتانه بودن این کارم آگاهی دارم! قضیه همون
Poetry doesnt belong to those who write it, but those who need it!!
ببخشید که پرروام اینقد!
 
Post a Comment

Archive:
February 2002  March 2002  April 2002  May 2002  June 2002  July 2002  August 2002  September 2002  October 2002  November 2002  December 2002  January 2003  February 2003  March 2003  April 2003  May 2003  June 2003  July 2003  August 2003  September 2003  October 2003  November 2003  December 2003  January 2004  February 2004  March 2004  April 2004  May 2004  June 2004  July 2004  August 2004  September 2004  October 2004  November 2004  December 2004  January 2005  February 2005  March 2005  April 2005  May 2005  June 2005  July 2005  August 2005  September 2005  October 2005  November 2005  December 2005  January 2006  February 2006  March 2006  April 2006  May 2006  June 2006  July 2006  August 2006  September 2006  October 2006  November 2006  December 2006  January 2007  February 2007  March 2007  April 2007  May 2007  June 2007  July 2007  August 2007  September 2007  October 2007  November 2007  December 2007  January 2008  February 2008  March 2008  April 2008  May 2008  June 2008  July 2008  August 2008  September 2008  October 2008  November 2008  December 2008  January 2009  February 2009  March 2009  April 2009  May 2009  June 2009  July 2009  August 2009  September 2009  October 2009  November 2009  December 2009  January 2010  February 2010  March 2010  April 2010  May 2010  June 2010  July 2010  August 2010  September 2010  October 2010  November 2010  December 2010  January 2011  February 2011  March 2011  April 2011  May 2011  June 2011  July 2011  August 2011  September 2011  October 2011  November 2011  December 2011  January 2012  February 2012  March 2012  April 2012  May 2012  June 2012  July 2012  August 2012  September 2012  October 2012  November 2012  December 2012  January 2013  February 2013  March 2013  April 2013  May 2013  June 2013  July 2013  August 2013  September 2013  October 2013  November 2013  December 2013  January 2014  February 2014  March 2014  April 2014  May 2014  June 2014  July 2014  August 2014  September 2014  October 2014  November 2014  December 2014  January 2015  February 2015  March 2015  April 2015  May 2015  June 2015  July 2015  August 2015  September 2015  October 2015  November 2015  December 2015  January 2016  February 2016  March 2016  April 2016  May 2016  June 2016  July 2016  August 2016  September 2016  October 2016  November 2016  December 2016  January 2017  February 2017  March 2017  April 2017  May 2017  June 2017  July 2017  August 2017  September 2017  October 2017  November 2017  December 2017  January 2018  February 2018  March 2018  April 2018  May 2018  June 2018  July 2018  August 2018  September 2018  October 2018  November 2018  December 2018  January 2019  February 2019  March 2019  April 2019  May 2019  June 2019  July 2019  August 2019  September 2019  October 2019  November 2019  December 2019  February 2020  March 2020  April 2020  May 2020  June 2020  July 2020  August 2020  September 2020  October 2020  November 2020  December 2020  January 2021  February 2021  March 2021  April 2021  May 2021  June 2021  July 2021  August 2021  September 2021  October 2021  November 2021  December 2021  January 2022  February 2022  March 2022  April 2022  May 2022  July 2022  August 2022  September 2022  June 2024  July 2024  August 2024  October 2024  May 2025  August 2025  September 2025  October 2025  November 2025  December 2025