آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Thursday, August 9, 2007
ديدی يه روزايی جیميلتو باز میکنی، بعد يه عالمه ميل داری. بعد وقتی میخوای بخونیشون، اول به فرستندهها نگاه میکنی و بعدم به سابجکت ایميل، تا انتخاب کنی کدوما رو اول بخونی.
بعد امشب که برگشتم خونه، جیميلمو که باز کردم، يه عالمه ميل داشتم. نشستم بخونمشون، اول به فرستندهها نگاه کردم، ديگه حتا سابجکتها رو هم نگاه نکردم، ديگه حتا بقيه رو هم نخوندم. ميلتو خوندم و يه چيز گنده ته قلبم فشرده شد. ميلباکسمو بستم اومدم بيرون. خواستم همون موقع جوابتو بنويسم، اما نتونستم. يه بغض بزرگ تو جیميلم گير کرده بود. لابد میخندی که هه، تو و بغض؟ آره خره، من و بغض. حرفامو اينجا نمینويسم، برا خودت تو ميل مینويسم. اينو فقط واسه اين گذاشتم اينجا که ليست تکميل خريتهام جلو چشمم باشه و خدای نکرده چيزی از قلم نيفته. تهران بیعليرضا به همين سادگيا هم نيست.. |
http://www.nevisht.com/
اگه نتونستی سایتو ببینی بگو داستاناشو برات ایمیل کنم.. به انتخاب خودم!:)