آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, October 22, 2007
نمیدونم چرا جديدنا همهش يه چيزیم میگيره به هر دليلی. مثلا يه هو صبح پا میشم میبينم خرمالومه. پروست میخونم، آشپزیم میگيره، اونم مستطاب-وار. دارم کوهن گوش میدم، انارم میگيره. درس میخونم، کتاب شعرم میگيره. يه تيکه حلقهی سبز میبينم، فرخنژادم میگيره. اين آخری داشتم سوپر ايت ستوری میديدم، آقا درامی ما رو گرفته بود، مبسووووط. يعنی اصن يه هو منی که تا قبل از ديروز فک میکردم سازم ويولونه، از اساس عاشق درام شدم. اون جا که شروع میکرد آقاهه ريتم بگيره رو رسمن هف هشت باری ديدم. بعد الان باز همون سکانسمه!!
|
|
Comments:
Post a Comment
|