آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Monday, October 22, 2007
هرگز نمیدانیم که میرویم
وقتی روانهایم در به شوخی میبندیم سرنوشت در پی ما میآید و کلون در را میاندازد و ما را دیگر دیداری نیست. [+] |
و کلون در را میاندازد"
یه مشت حرف مفت. مزخرفه. مزخرف. تو یکی خوب میدونی که اگه بخواد و برگرده، نه الان، بیست سال دیگه؛ هیچ در لعنتیای، هیچ سدی، هیچ تصمیم ِاز سرناچاری گرفته شدهای، هیچ دیگه تموم شدهی بغض داری جلوشو نمیگیره.
کلون بهانه است. بهانهای که من و تو باهاش در رو میبندیم تا نشون بدیم قویایم. هه!