آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Tuesday, October 30, 2007
فراخوان عمومی - دو
اين قرار خانه هنرمندان پريروزمون با حضور مارال و آقای کلاسيک به شدت روز پرتقالیای از آب در اومد، به سياق قديما! بعد من کلی ياد ايام ماضی افتادم و نازنين خونم دوباره تحريک شد. بعد نه که مارال هم به سلامتی عازم بلاد کفره، اينه که من تنها دوست دختر باقیموندهم رو به زودی از دست خواهم داد، و خوب نگرانمم شديدلی. اين وبلاگ هر چهقد خوبی داشت برا من، در زمينهی دوستدختريابی اصلن فعال عمل نکرد و به هيچ دردیم نخورد. کلن نمیدونم چرا هرگز در زندگی موفق نمیشم با يه دختر مناسب دوست شم!!! از تيلهها که بگذريم، در اين شيش هفت سال گذشته فقط از يه خانومی خيلی خوشم اومد و کلی به درد دوستی با من میخورد، که متأسفانه يه اشکال کوچيک باعث شد هرگز باهاش دوست نشم؛ اونم اينکه رقيب عشقی من محسوب میشد و چشم ديدن من رو هرگز پيدا نکرد در زندگانی. ولی خدائيش هنوزم چشمم دنبالشه (!) و تنها کسیه که فک میکنم چهقد میتونستيم با هم مَچ باشيم! انیوی، از اونجايی که فراخوان قبلی نسبتن موفقيتآميز بود، در همون راستا فراخوان شمارهی دو را به اطلاع عموم میرسانم: آقا جان، به يه دوست دختر جهت معاشرت عمومی نيازمنديم! (يعنی که اصلن قصد بدی ندارم و حتا ديگه کنجکاو هم نيستم، استريت هم هستم بهخدا.) يکی که ترجيحن و محض رضای خدا بيست و هشت سال به بالا باشه (اگه سی به بالا باشه که ديگه آخر ايدهآله). زياد غليظ و دپرس و عميق و فلسفی نباشه! از بالانس فرهيختگی مناسبی برخوردار باشه؛ يعنی حالا اگه پروست میخونه و يوسا، لااقل فرندز هم ببينه و ماتيلدا هم خونده باشه. وقتی يکی قربون صدقهی جوليا رابرتز و جورج کلونی و جويی میره، طرف رو عاقل اندر سفيه نگاه نکنه و نگه هنرپيشه فقط جان مالکوويچ! هم بشه باهاش تو رستوران سوئيسی غذا خورد، هم تو آقا مغز آلودهايه. از وقت نسبتن آزادی برخوردار باشه. لطفا شاغل عمرانی و معمار نباشه که خودم يه دوجينشو الردی سراغ دارم! باجنبه باشه، يعنی حساس و زودرنج نباشه. با کارپهديميسم، خلخلیيسم، بارانيسم، آلنيسم و مچوريسم مشکل ايدئولوژيک نداشته باشه. از من خوشش بياد و تحملمو داشته باشه. توانايی جدی نگرفتن مسائل کاملن جدی و گير ندادن به مباحث مهم انسانی رو داشته باشه. از مقدار مناسبی نارسيسيسم برخوردار باشه. ترجيحن دوستپسر هم نداشته باشه!! يا حالا اگرم داره دوستپسر ابنرمال نداشته باشه. خلاصه بشه باهاش دو کلام حرف حساب زد و يه سيگار لايتی کشيد و يه لذت لايتی برد، اينا! پ.ن. لازم به ذکر نيست که مقيم تهران باشه، هر چهقد به دروس هم نزديکتر که خوب بهتر! |
بقیه شو دارم خب!
من اومدم بگم که با این وضع، تحریم می کنم!! دونقطه دی
شکرخدا نه غلیظم نه دپرس نه فلسفی. فیلم های تارکوفسکی هم شدیدا حوصله ام رو سر می برن. حوصله ی خوندن حرف های الکی قلمبه ی سوسور و هایدگر رو هم ندارم:)
هم نامجو و موزیک کلاسیک و پینک فلوید گوش میدم، هم گاهی با موزیک جواد یساری و شهرام شب پره حال می کنم و قر هم میدم حتی !
همگان می دانند که من عاشق جرج کلونی و سرکار خانم رابرتز ام با اون لبخند دلبرش. مریل استریپ فراموش نشود لطفا. جانی دپ هم که گفتن نداره ...
بنده مرده ی این ساندویچ مغز کثیف ها و سوسیس بندری و الویه ی کثیف ام. از کله پاچه هم خوشم میاید. قابلیت فیله مینیون و کباب مار خوردن در رستوران های چیتان رو هم دارم.
در مورد وقت بهتره حرفی نزنم کلا.
معمار نیستم. بابام و داداشم معمار هستن. خودم ترکیبی هستم از همه چیز و هیچ چیز ! :)
من کلا تمام شرایط رو دارم فقط تهران نیستم دیگه. اون موقع که بودم در شمیران می بودم و قبلش هم یه خیابون پایین تر. حالا نمیشه تو پاشی بیایی لندن ؟ چون من هم دوست ِ دختر ِ صمیمی ندارم و تصمیم داشتم همچین آگهی ای بدم :)))
شکرخدا نه غلیظم نه دپرس نه فلسفی. فیلم های تارکوفسکی هم شدیدا حوصله ام رو سر می برن. حوصله ی خوندن حرف های الکی قلمبه ی سوسور و هایدگر رو هم ندارم:)
هم نامجو و موزیک کلاسیک و پینک فلوید گوش میدم، هم گاهی با موزیک جواد یساری و شهرام شب پره حال می کنم و قر هم میدم حتی !
همگان می دانند که من عاشق جرج کلونی و سرکار خانم رابرتز ام با اون لبخند دلبرش. مریل استریپ فراموش نشود لطفا. جانی دپ هم که گفتن نداره ...
بنده مرده ی این ساندویچ مغز کثیف ها و سوسیس بندری و الویه ی کثیف ام. از کله پاچه هم خوشم میاید. قابلیت فیله مینیون و کباب مار خوردن در رستوران های چیتان رو هم دارم.
در مورد وقت بهتره حرفی نزنم کلا.
معمار نیستم. بابام و داداشم معمار هستن. خودم ترکیبی هستم از همه چیز و هیچ چیز ! :)
من کلا تمام شرایط رو دارم فقط تهران نیستم دیگه. اون موقع که بودم در شمیران می بودم و قبلش هم یه خیابون پایین تر. حالا نمیشه تو پاشی بیایی لندن ؟ چون من هم دوست ِ دختر ِ صمیمی ندارم و تصمیم داشتم همچین آگهی ای بدم :)))
ماتیلدا نخوندم
فرندز ندیدم
سیگار نمیکشم گمونم
ساکن تهران هم نیستم
اما دخترهای ماتیلداخون ِ فرندزبین ِ سیگاری ِ ساکن ِ دروس تهران را دوست میدارم. حالا نمیشه یهکاریش کرد که ما هم بازی؟ :d
توانايی جدی نگرفتن مسائل کاملن جدی و گير ندادن به مباحث مهم انسانی رو داشته باشه
حالا اجالتن بخشیدمت و در نتیجه بازم
me love U :*
زیاد غلیظ نیستم ، تپل چرا !!
قربون آقا کلونی و جولیا خانوم و جانی جان هم میرم به تنهائی
تا حالا رستوران سوئیسی نرفتم ، پس نمیدونم چه جوریه ، ولی آقا مغز آلوده رو پایه م شدید ، خصوصا اگر حول و حوش میدون انقلاب و میدون قزوین باشه !!
خوشبختانه معمار و عمرانی نیستم . بازرگانی و مترجمم
اونقدر با جنبه م که بعضی ها با فکر می کنن اصلا نفهمم !
اگه منظورت از آلن یسم ، وودی آلن باشه ، شیفته شم ، خصوصا همسران و شوهران - عشق و مرگش و
متاسفانه اصلا نارسیسیسم ندارم
دوست پسر ندارم ، شوهر دارم .
سیگاری نیستم و با بوی سیگار هم به شدت مشکل دارم
وقت آزاد هم خیلی ندارم
گفتم که گفته باشم روی من خیلی حساب نکنی !!!
:*
اصن می خوای بیا دوست دختر من رو بردار ؛ ها !؟ معمار هست ، به دروس هم نزدیک نیست ، فقط همینا حسن بدی! هاشه ؛ در عوض کلی حسن خوبی داره که تو گفتی یه سری ها رو ، یه سری ها ش رو هم نگفتی ، که یعنی در واقع اصلن در وصف نگنجد ؛ منم که سیب زمینی !آب نرمال که نیستم هیچ ! کلی هم از اونور بوم آویزونم که نیفتم !
:P
خلاصه از ما گفتن بود. این انتظارا رو بیار پایین بلکم به یه رفاقتی رسیدیم!
فقط می باید یادتان باشد ممارست به خرج دهید که بفهمد چه قدر بهتر است از دوستمان، بلکه بگذردش
nemishod in farakhan ro chand mahi zoodtar midadi khanoom? ye ghalam paye sigaresh naboodam ke ba ham kenar mioomadim, vali heyf ke man 2 mahe oomadam landan. migam shayad be barkate farakhane to, man o zharfa ke engar hamin varast ba ham doost shim?!?!?!?!? jaleb mishe ha!
و البته همیشه این اتفاق بعد از این میافته که بهم پیشنهاد ازدواج میدن {و من رد میکنم} ولی خوشبختانه الان زن دارم! بالاخره بعد از 30 سال عمر باعزت ما هم عاشق شدیم. خلاصه خیاط افتاد تو کوزه. ولی از من به شما نصیحت: هر فدر هم تو انتخاب دوست دختر دقت کنین آخر سر یه روز تیریپ دپرسیون میگیره و اهی میکشه و میگه کاش ...
فعلا بای