آهو نمی‌شوی بدین جست‌وخیز، گوسِپند




Monday, November 12, 2007

فک کن! امير پوريا رفته شوهر مانيا اکبری شده!!

×××

من و آقای يونيورس برای چير-آپ کردنم سنگ تموم گذاشتيم اين مدت! يه روز با هم رفتيم موهامو کوتاه کرديم و کاپشن قرمزه رو خريديم. بعد رفتيم دو تا آقا تامی‌های ميرداماد رو چک کرديم که شکر خدا هيچ‌کدوم دست‌بندی رو که دلم می‌خواست نداشتن، بعد با پولش رفتيم مغازه‌ی يه آقای خنزر-پنزر فروش و قد يه جعبه‌ی گنده برام دست‌بند گردن‌بند خريديم. اينه که الان شده‌م مثه فيبی! بعد عين اين عقده‌ايا رفتيم عطرفروشی سه تا عطر خريديم حالم کلی خوب شد. کادوی آبی رو به لطف و مدد آقاهای شهرکتاب و راهنمايی‌های آقای کلاسيک خريدم بالاخره، که خودم هم حتا دوستمش بود. مقاديری استخر-درمانی و چند تا ای‌ميل خيلی به موقع دوست‌داشتنی هم ديگه اون‌قد شرمنده‌م کرد که اصلن به کل افسردگی رو به باد فراموشی سپردم و به سلامتی به دوران تلخکيت دربار بازگشتم!

×××

بعدم که در راستای مراسم دل‌تنگی‌زدايی امروز
ديش ديش ديش
يک عدد کتاب خيلی محترم «آرکيتکچر آو هپينس» دارم مال خود خود انتشارات پنگوئن
با دو تا يقه اسکی جيگر قرمز و طوسی
بعدم اصن من می‌ميرم واسه اسپويل شدن ويد اتنشن و اينا
:دی

×××

و اما قسمت تيله‌ای امروز جهت اطلاع يک عدد نازنين مفقوده:

خوب نه که تولد آبی بود، رفتيم مانسون که من نميرم از سوشی-نخورده‌گی! تازه بالاخره تونستم اون پوليور خاکی نرمه رو بپوشم که کلی دوستمشه، هرچند که از ترس کميته‌ی گرامی يه روپوش هم گذاشته بوديم تو کوله‌مون، که اما به‌خير گذشت.

آبی مث هميشه‌شه، البته يه نمه غمگين. هووممم، يه خورده بيشتر حتا. چون روابطش با آقای دوست جديدش که يه آقای معماره و بازم هم‌کارشه طبق معمول(!) شکرآبه و هرچی بچه‌ها سعی کردن متقاعدش کنن که آقا جان، بس که تحويل می‌گيری اين آقايون رو و care می‌کنی در موردشون اين بلا به سر روابطت مياد، به خرجش نرفت که نرفت. من البته کاملن ساکت بودم و هيچ تلاشی نکردم بهش چيزی رو ثابت کنم. چون می‌دونی که، آبی يه موجود ماهِ گاوه، و پسرا آب‌شون با يه گاو می‌تونه تو يه جوب بره، اما با يه ماه، نه! تازه خود تو می‌تونی آبی رو در حالت ديگه‌ای به جز گيوينگ بودن تصور کنی؟! ذات اين آدم سلف-سکريفايس‌ه. واسه من و تو حاضره از همه‌چی‌ش مايه بذاره، چه برسه به دوست پسرش! تزشم اينه که آقا جان، من تو رابطه‌ی عاطفی‌م نمی‌خوام حساب کتاب داشته باشم؛ تمام و کمال در اختيار رابطه‌مم. خوب راست هم می‌گه يه جورايی، ولی يادش می‌ره که بابا، ما داريم تو يه داگويل گنده زنده‌گی می‌کنيم. اينه که آخرش می‌شه بازم همونی که تمام اين سال‌ها براش پيش اومده. هرچند اگه بخوام يه نمه رک و بی‌رحم باشم، بخشی‌ش هم مربوط می‌شه به ظاهر فيزيکی. هر‌چه‌قد هم که آدما ادعای روشنفکری داشته باشن و بخش منتالی و سيرت آدما براشون در اولويت باشه، اما در نهايت اولويت اصلی‌شون دختريه که فيزيک قابل پرزانته‌ای داشته باشه، در اين شکی نيست.
هه، زندگيه ديگه، همون «انی‌‌تينگ الس» آلن کبير!

مارال امروز کلی سلبريتی شده بود. امروز نشد زياد گپ خصوصی بزنيم اما از وقتی کلير شده، حالش خوب به نظر می‌رسه و حسابی تو حال و هوای رفتنه. مثه آخرای تو! اصلن داره خوشم نمياد از جفتتون!!

پاييزی هنوزم تمام فکر و ذکرش عکاسیه و سينما و نقد فيلم. عکساشو آورده بود ديديم. خوب بودن چندتايی‌شون. نقدها و نظرات سينمايی‌ش هم که کماکان با من تو يه جوب نمی‌ره. خوشم مياد ازش اما، بر خلاف بقيه‌مون لااقل اين يه نفر تکليف‌ش با خودش و زنده‌گی‌ش معلومه. ها، هنوزم کلی اپتايزر و غذا مذا سفارش می‌ده با دلستر!!

صورتی هم که در دورترين فاصله‌ی ممکن با من قرار داشت و عملن معاشرتی نکرديم با هم. فک کنم مدت‌هاست که داريم معاشرت نمی‌کنيم ديگه رسمن! نمی‌دونم چرا، اما هنوز يه چيز دوست‌نداشتنی اين وسط مونده که هيچ‌جوری از بين نمی‌ره. اونم زنده‌گی‌ش خورده رو پاز انگار. ها تازه، موهاشم باز يه مش جديد کرده بود!

بعد خوب من کلی حالم خوب بود و تو عالم خودم سير می‌کردم با ميسو شيرو و سوشی و چاينيز فود رنگ و وارنگم. يادته که کيک بی‌بی چه اثری داشت رو من(D:)، سوشی هم رسمن همون کارو می‌کنه، اينه که رو ابرا بودم از اساس!

بعد از ناهار رفتيم بالا به قصد ال‌کافه، که به اتفاق کافه فرانسه پلمپ بودن جفت‌شون؛ اينه که توفيق اجباری نصيب آکسون شد که خوب کيک شکلاتی رويال و براونيزش خوشمزه از آب دراومد بسی. فقط اشکالش اين بود که سه تا آدم سيگار-کش با دو تا آدم سيگار-نکش نبايد سر يه ميز بشينن، چون مزه‌ی قهوه رو می‌پرونن از اساس!

بهترين قسمت آکسون آخرش بود که آقای همسر پاييزی با بچه‌ها اومدن. من هزارتا دلم برای مهندس سين تنگ شده بود بس‌که! و اصن يکی از سوئيت‌ترين شوهرهاييه که من تو عمرم ديده‌م. طبق معمول با ديدنش کلی نطقم باز شد و اون بخش تيکه-انداز مغزم کاملن فعال شد يه هو! به شدت دلم می‌خواد يه بار تو آرامش يه گپ مفصل بزنم باهاش(چشم اين رفيقمون روشن!!) بس که ماهه اين بشر و بس‌که شبيه منه سنس آو هيومرش و بس‌که تيزه و نکته‌ها رو رو هوا می‌زنه! خلاصه تو مسير پر ترافيک برگشت به خونه کلی گفتيم و خنديديم و خوش گذشته شديم حسابی.

هنوزم جات خاليه تازه! يادته اون شهرام‌شب‌پره‌ی روز آخری رو تو گاندی، يا شايدم صولتی؟
هزارتا ميس يو خره، هزااااارتا.


Comments:
اینا فقظ مال خود خودته:

:x ...دلم فقظ تو رو می خواد

تازشم که:

دوست دارم خیلی زیاد... به چشماتم خیلی میاد :*
 
خب من به نمایندگی از نازلی کامنت می گذارم که آخ جون یه پست ِ طولانی!
 
E !
امیر پوریا ! با مانیا اکبری !!!
امیر پوریا که آخه تازگی دوست دختر داشت ...! گاسیپ خاله زنکانه مان درد گرفت ...
 
تازشم من یه دورم با رانندگی و دست فرمون صورتی رفتم رو ابرها. یعنی اگه پسر بود من درجا عاشقش می شدم! :دی // هاها... کیک شکلاتی ای که کم باشه حکم زمان کم رو در همون مورد مربوطه دارد!// ضمنا اونم شهرام شب پره بود.
 
Post a Comment

Archive:
February 2002  March 2002  April 2002  May 2002  June 2002  July 2002  August 2002  September 2002  October 2002  November 2002  December 2002  January 2003  February 2003  March 2003  April 2003  May 2003  June 2003  July 2003  August 2003  September 2003  October 2003  November 2003  December 2003  January 2004  February 2004  March 2004  April 2004  May 2004  June 2004  July 2004  August 2004  September 2004  October 2004  November 2004  December 2004  January 2005  February 2005  March 2005  April 2005  May 2005  June 2005  July 2005  August 2005  September 2005  October 2005  November 2005  December 2005  January 2006  February 2006  March 2006  April 2006  May 2006  June 2006  July 2006  August 2006  September 2006  October 2006  November 2006  December 2006  January 2007  February 2007  March 2007  April 2007  May 2007  June 2007  July 2007  August 2007  September 2007  October 2007  November 2007  December 2007  January 2008  February 2008  March 2008  April 2008  May 2008  June 2008  July 2008  August 2008  September 2008  October 2008  November 2008  December 2008  January 2009  February 2009  March 2009  April 2009  May 2009  June 2009  July 2009  August 2009  September 2009  October 2009  November 2009  December 2009  January 2010  February 2010  March 2010  April 2010  May 2010  June 2010  July 2010  August 2010  September 2010  October 2010  November 2010  December 2010  January 2011  February 2011  March 2011  April 2011  May 2011  June 2011  July 2011  August 2011  September 2011  October 2011  November 2011  December 2011  January 2012  February 2012  March 2012  April 2012  May 2012  June 2012  July 2012  August 2012  September 2012  October 2012  November 2012  December 2012  January 2013  February 2013  March 2013  April 2013  May 2013  June 2013  July 2013  August 2013  September 2013  October 2013  November 2013  December 2013  January 2014  February 2014  March 2014  April 2014  May 2014  June 2014  July 2014  August 2014  September 2014  October 2014  November 2014  December 2014  January 2015  February 2015  March 2015  April 2015  May 2015  June 2015  July 2015  August 2015  September 2015  October 2015  November 2015  December 2015  January 2016  February 2016  March 2016  April 2016  May 2016  June 2016  July 2016  August 2016  September 2016  October 2016  November 2016  December 2016  January 2017  February 2017  March 2017  April 2017  May 2017  June 2017  July 2017  August 2017  September 2017  October 2017  November 2017  December 2017  January 2018  February 2018  March 2018  April 2018  May 2018  June 2018  July 2018  August 2018  September 2018  October 2018  November 2018  December 2018  January 2019  February 2019  March 2019  April 2019  May 2019  June 2019  July 2019  August 2019  September 2019  October 2019  November 2019  December 2019  February 2020  March 2020  April 2020  May 2020  June 2020  July 2020  August 2020  September 2020  October 2020  November 2020  December 2020  January 2021  February 2021  March 2021  April 2021  May 2021  June 2021  July 2021  August 2021  September 2021  October 2021  November 2021  December 2021  January 2022  February 2022  March 2022  April 2022  May 2022  July 2022  August 2022  September 2022  June 2024  July 2024  August 2024  October 2024  May 2025  August 2025  September 2025  October 2025  November 2025  December 2025