آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, January 5, 2008
کارگر جديدمون يه آقای جوونه که ليسانس حقوق داره و داره واسه فوق درس میخونه و چند وقت پيشا هم امتحان تخصصی وکالت داده. اين آقای جديد میگه من بعد از اينکه خرج خونوادهم رو جدا میذارم، هر چی پول برام بمونه فقط کتاب میخرم. دفهی بعد قراره برام دو تا کتاب بياره که سرنوشتش رو کلی عوض کرده. کلی اميدوار شد وقتی ديد هنوز بعضی خانوما هستن که نه تنها اينهمه کتاب میخونن، بلکه يونگ هم خوندهن. چشمش به شيتهای پاياننامهم که افتاد بهم توصيه کرد حتمن شبا برنامهی «دو قدم مانده به صبح» رو ببينم. و در آخر کلی برام متأسف شد که چرا نمیرم ويولون ياد بگيرم!
|
|
Comments:
Post a Comment
|