آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Sunday, January 6, 2008
پروست با بيماری کنار آمده و آن را حتا در سازماندهی زندگی آفرينشیاش دخالت داده است. کار او نيست که در برابر بيماری از خود بپرسد: «چگونه بايد از دست اين خلاص شد چگونه بايد شفا يافت؟» کاری که هر بيمار در رويارويی با دشمن جانش میکند. کار او اين است که فکر شفا يافتن، اميد شفا يافتن را از خود دور کند. وسوسهی شفا آهنگ زندگی را به هم میزند، يک آهنگ ساختگی برای آن به وجود میآورد. پروست به جايی میرسد که میگويد پزشک، و گاهی در مورد برخی بيماریها، جسورترين جراحان نيز ناگزيرند از خود بپرسند آيا صلاح هست که بيمار را از بيماریاش محروم کنند؟
ديباچهی جستوجو |
|
Comments:
اونتیکهای که تو خود کتاب دکتره داره اینحرفا رو میزنه خییییییلی خوبه، ولی خوب بدی این دیباچهها همینه دیگه، اینتیکه مال جلد سومه، هی پیشاپیش لو میدن ماجرا رو و تفسیر هم میکنن.
Post a Comment
|