آهو نمیشوی بدین جستوخیز، گوسِپند |
|
Saturday, January 19, 2008
بعد از چند روز غور و تفحص در باب مباحث کانسپچوال جوئيش ميوزيم و تماشای فيلم کوتاههای مربوطه و مقادير قابل توجهی ارادت خدمت آقای دانيل ليبسکيند کبير، همينمان مانده بود که در يک نيمروز زمستانی به قيد قرعه دو فيلم يهودی-محور ببينيم متناوب-لی و به راز خطوط شکسته و زوايای تيز آقای ليبسکيند ايمانتر بياوريم که آوردهايم الردی!
نتيجهی اخلاقی اينکه نه تنها Gloomy Sunday ببينيد، بلکه Zwartboek پل ورهوفن رو هم فراموش نکنيد خصوصن با حضور آقای کاريزماتيک «زندگی ديگران». پ.ن: اين Charlie Wilson's War هم نه که بد باشه ها، ولی راستش تو ژانر فيلمای جوليا رابرتزی نمیگنجيد! بعدم اصن جيگر نبود جوليا رابرتزش، فقط نسبتن باحال بود! پ.ن.تر: گمونم تعداد بسيار کمی از آقايون باشن که با تهريش خوشتيپتر و جذابتر از سه تيغهشون باشن. بهدرستیکه اين آقای کلايو اوون يکی از خوششانسترين اعضای اين جماعت محدوده که راستی راستی تهريشدارش به مراتب سکسیتر از اتوکشيدهشه. بیخود نبود تو بيشتر اون فيلم کوتاههای بیامو ريشاشو نزد! اين شوتم آپ هم تقريبن يکی از همون فيلم تبليغ بیامويیها بود، منتها يه نمه فيلمتر! پ.ن.تر.2: اون وقتا که لئون رو تازه ديده بوديم ناخوداگاه بعدش تا يه مدت هی هوس يه ليوان پر شير خوردن میکرديم، بعد امروز -موافقم نازلی- به شدت هويجمه! مضافن اينکه اون بخش +18 مديريت بحرانش هم جای تأمل داشت بسی!! پ.ن.ترين: نمیدونم کجای کتاب مقدس اومده که دست زدن به کار و پروژه در ايام تعطيل حرامه و اصولن بايد بمونن واسه دقايق نود به بعد؛ و واجب مؤکده که آدم تمام طول روز رو به شيوهی تراکتور-وارانهای فيلم ببينه تا بميره! |
پ.ن:ولی کلن اون ایدهی هویج توپ بود.